تدوین و ردیابی بودجه بازاریابی

بودجه بندی یکی از اصلی ترین عناصر برنامه بازاریابی است، در واقع مشخص کننده این است که برای هریک از استراتژی های بازاریابی چه مقدار باید هزینه کنید.
اهداف و کانالهای بهینه دسترسی به مخاطبان خود را مشخص کنید.
هزینه بازاریابی برای مشاغل کوچک بسیار متفاوت است از چند میلیون تا چند ده میلیون تومان در ماه این هزینه متغیر است
در این نوشته سعی کرده ام آماده سازی بودجه بازاریابی و نحوه مدیریت آن را برای کارآفرینان جوان تشریح کنم
هر طرح بازاریابی باید شامل بودجه بازاریابی باشد. تعیین بودجه بازاریابی برای یک مشاغل کوچک به ویژه برای کسانی که قبلاً هرگز در بازاریابی سرمایه گذاری نکرده اند، دشوار است. در این مقاله، نکاتی برای کمک به کارآفرینان جوان در درک چگونگی شروع کار با بودجه بازاریابی ، شکل ظاهری هزینه بازاریابی و نحوه پیگیری بودجه بازاریابی ، به همراه برخی از الگوهای بودجه بازاریابی ارائه می دهیم تا به عنوان راهنما به آنها کمک کند.
همانطور که شروع کردیم ، به خاطر داشته باشید که مبلغی دقیق که باید برای بازاریابی خود هزینه کنید ، به صنعت ، مکان و اهداف شما بستگی دارد و انجام تحقیقات قبل از تعیین بودجه کلیدی است.
چگونه بودجه بازاریابی تهیه کنیم
مرحله ۱: شناسایی اهداف بازاریابی
برای تعیین بودجه موثر بازاریابی، باید اهداف کوتاه مدت و بلند مدت بازاریابی خود را به عنوان بخشی از یک تصویر بزرگتر تعیین کنید: برنامه بازاریابی (که به عنوان استراتژی بازاریابی نیز شناخته می شود). قابل درک است که شما در وهله اول برای ایجاد یک کانال فروش یا فروش مستقیم که درآمد ناخالصی ایجاد می کند، بازاریابی می کنید و کلید آن این است که اهداف خود را مشخص کنید.
به خاطر داشته باشید که بازاریابی معمولاً فروش یک شبه ایجاد نمی کند. ممکن است لازم باشد هنگام به کارگیری کمپین های بازاریابی، اهداف خود را تغییر دهید.
مثالهای هدف کوتاه مدت:
هفته ای ۱۰ نظر با کیفیت در مورد پست های شبکه های اجتماعی کسب کنید.
با جذب ماهانه ۱۰۰ دنبال کننده کانال رسانه های اجتماعی، آگاهی از برند را افزایش دهید.
مثالهای هدف بلند مدت:
با تمرکز بر روی سه کلمه اصلی خود در صفحه اول گوگل قرار بگیرید
یک قیف فروش ایجاد کنید که طی سه سال آینده به طور مداوم ۲۰٪ مشتری جدید ایجاد می کند.
یک جریان اتوماسیون بازاریابی را با ایمیل مارکتینگ ایجاد کنید که هر هفته پنج ساعت در تیم شما صرفه جویی می کند.
مرحله ۲: درک مخاطبان هدف خود (پرسونای خریدار)
پرسونای خریدار نمایشی از مخاطب هدف شماست. شما می توانید بیش از یک پرسونای خریدار داشته باشید، اما برای بیش از پنج پرسونا تلاش نکنید. از این گذشته ، همه نمی توانند مخاطب هدف شما باشند . هنگام توسعه پرسونای خریدار، مشخصات خاصی را دریافت کنید و اجازه دهید داده ها راهنمای شما باشند.
اینها برخی از روش های جمع آوری داده ها برای کمک به شما در توسعه شخصیت خریدار است:
بررسی مشتریان فعلی خود را.
مصاحبه با افرادی که فکر می کنید ممکن است در مخاطبان هدف خود داشته باشید.
استفاده از گوگل آنالیز برای تحلیل گروه مخاطبین.
آنالیز گزارش های تحلیلی اینستاگرام و فیسبوک برای تحلیل تعامل کاربر با نام تجاری و کسب و کار خود
اطلاعاتی که باید برای هر پرسونای خریدار جمع آوری کنید:
محل
سن
وضعیت تاهل
عنوان شغلی
درآمد تقریبی
تحصیلات
انگیزه ها و اهداف
منابعی که آنها برای کسب اطلاعات از آنها بازدید می کنند
چه چیزی زندگی آنها را آسان می کند؟
چه چیزی آنها را در شب بیدار نگه می دارد؟
جایزه: یک نام و عکس خیالی است
مرحله ۳: انتخاب کانال های بازاریابی
کانال های بازاریابی که باید در نظر بگیرید به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند. برای ایجاد بهترین بازده از درآمدی که خرج می کنید، باید بازاری را که خریدار شما می رود، را پیدا کنید.
بازاریابی دیجیتال: این کانالها شامل بازاریابی رسانه های اجتماعی، بازاریابی محتوای آنلاین، ایمیل مارکتینگ ، تبلیغات آنلاین با تبلیغات پرداخت برای هر کلیک و یا تبلیغات در شبکه های اجتماعی، و بهینه سازی موتورهای جستجو.
بازاریابی درونگرا(Inbound Marketing): برخی از کانال های بازاریابی درونگرا با بازاریابی دیجیتال هم همپوشانی دارند. سئو ، وبلاگ ، فیلم در YouTube ، کتاب های الکترونیکی و انواع دیگر بازاریابی محتوا در این دسته قرار می گیرند
بازاریابی برونگرا(Outbound Marketing): گاهی اوقات پیگیری بازاریابی برونگرا دشوار است، بنابراین ترکیب آن با بازاریابی درونگرا مفید است. قابل پیگیری ترین شکل بازاریابی برونگرا بازاریابی از طریق ایمیل است. انواع دیگر بازاریابی برونگرا شامل تبلیغات تلویزیونی و رادیویی، پست مستقیم، انتشارات مطبوعاتی، نمایشگاه ها و محصولات تبلیغاتی است.
کمپین های آگاهی نام تجاری: این کانال ضمن همپوشانی با موارد بالا شامل: بازاریابی رسانه های اجتماعی،‌ بازاریابی محتوا، روابط عمومی و بازاریابی ویدیویی و تبلیغات می باشد
اکنون که ایده بهتری از کانال هایی که باید به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی در نظر بگیرید، دارید، می توانید بودجه خود را بهتر تعیین کنید. هزینه های مربوط به بازاریابی در هر یک از کانال های فوق وجود دارد. تبلیغات در شبکه های اجتماعی بیشترین هزینه را دارد.
کلید واژه اصلی: بودجه بازاریابی خود را با شناسایی اهداف، درک مخاطب هدف خود و شناسایی بهترین کانال های بازاریابی برای دسترسی به مخاطبان خود بسازید.
هزینه مشاغل کوچک برای تبلیغات و بازاریابی چقدر است؟
بر اساس تجربه و بررسی مشاغل کوچک توصیه معمول هزینه بازاریابی برای مشاغل سودآور حدود ۸٪ از درآمد ناخالص این شرکت ها است.
با این حال ، میزان دقیق هزینه کسب و کارهای کوچک برای تبلیغات و بازاریابی به طور گسترده ای متفاوت است.
چگونه بودجه بازاریابی خود را ردیابی کنیم
پیگیری بودجه بازاریابی کلیدی برای سنجش موفقیت آن است. ده ها ابزار ردیابی بودجه بازاریابی وجود دارد، اگرچه بسیاری از کارآفرینان به سادگی از Microsoft Excel استفاده می کنند که برای انجام این کار کافی است.
ردیابی کمپین
مواردی که باید برای هر کمپین ثبت کنید شامل: نام کمپین و مبلغ سرمایه گذاری شده. حقوق کارمندان درگیر و کل مدت زمان انجام هر کمپین را درج کنید.
ردیابی سرنخ
به ازای هر سرنخ ایجاد شده،‌ تاریخ ایجاد، منبع، کمپین، بازاریابی اختصاصی فروش، وضعیت و درآمد ایجاد شده را یادداشت کنید
هنگام تنظیم بودجه بازاریابی و تغییر استراتژی، آهسته پیش بروید و همزمان یک متغیر کلیدی را تنظیم کنید. چیزی به سادگی تغییر عکس در تبلیغات فیس بوک و اینستاگرام، می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
کلید واژه اصلی: شما به راحتی می توانید هزینه بازاریابی خود را در Microsoft Excel پیگیری کنید، یا می توانید در هر یک از ده ها ابزار ردیابی بودجه بازاریابی موجود مشترک شوید.
الگوهای بودجه بازاریابی
با هدف کمک به کارآفرینان جوان،‌ الگوی بودجه بازاریابی برای شما طراحی کرده ایم و می توانید از سایت اندیشکده ارزش آفرین دانلود کنید.

مشاوره تخصصی کسب و کار
برای حل مسائل تخصصی کسب و کار خود در موضوعات کلیدی مانند ارزش آفرینی و راه اندازی کسب و کار، استراتژی رهبری و تیم سازی، امور مالی و جذب سرمایه، توسعه کسب و کار و ایجاد اجتماع استراتژیک، توانمندسازی و موارد دیگر در کنار شما هستیم تا در زمان های دشوار کسب و کار خود را تثبیت کنید و به سطح بالاتری برسید.
راه های ارتباطی برای هم مسیر شدن در راه چالش برانگیز کسب و کار کنید:
سایت اندیشکده ارزش آفرین
الوبیز

پارادوکس رهبری پس از شوک…

وقتی احساس می کنید به قطعات مختلف پراکنده شده اید
زندگی بالا و پایین دارد، خیلی وقت هستش که این جمله را شنیده ایم، زمانی همه چیز خوب پیش می رود و دوره ای دیگر بنظر اتفاقات خوبی نمی افتد ،‌ اما زمان هایی هم هست که اتفاقاتی کاملا ویرانگر رخ می دهد. بیماری ، مرگ ،‌ طلاق و … که منجر به شوک می شود. در این مواقع ، وظایف یک رهبر مانند پاسخگویی ‌،‌ اقتدار و مسئولیت ها متوقف نمی شوند. در این موارد باید ظرف فقط چند روز از این شوک عبور کنید و سپس از شما انتظار می رود که به وظایف رهبری خود ادامه دهید.
انتظار می رود رهبری کنید انگار همه چیز خوب است … حتی وقتی اینطور نیست. این پارادوکس رهبری پس از شوک است.
پراکنده به قطعات
وقتی شوکه می شویم ، احساس می کنیم به تکه هایی که همه جا هستند پراکنده شده ایم. از روی ناامیدی می دانیم جمع کردن آن قطعات به سرعت کافی در توانمان نیست. سرعت کافی به قضاوت خود و به علاوه انتظار اطرافیان برمی گردد.
چگونه باید قطعات پراکنده خودمان را دوباره برگردانیم؟ هدفی که در این لحظه و شرایط غیرممکن به نظر می رسد.
سپس به این فکر میکنیم منظور از خود در این شرایط برای برگرداندن این قطعات چیست؟ خودی که قبلا بودیم اصلا منطقی نیست چرا که زندگی در حال حاضر متفاوت با زندگی قبل از شوک است. خودی که دیگران انتظار دارند باشیم؟ به نظر میرسد این یک کار غیرممکن است. چطور می توان خودی باشیم که دیگران انتظار دارند در حالی که نمی دانیم واقعا چه انتظاری دارند؟ و آیا واقعا می خواهیم آن کار را انجام دهیم؟
بازگشت به حالت عادی
در این تصویر از تکه تکه شدن ، بعد از چند روز تعطیلی به کار برگشته و رهبری می کنیم. ولی هنوز حضور کامل نداریم. عملکرد شناختی ما در حرکت آهسته است. بعلاوه ، هنوز نمی دانیم تمامیت ما چیست یا قرار است چه باشد؟ نمی دانیم چگونه آن قطعات را دوباره بهم بچسبانیم … و با این حال ، در محل کار و خانه رهبری میکنیم ، انتظار می رود که تصمیمات مسئولانه بگیریم ، دیگر جایی برای لغزش وجود ندارد. افراد زیادی تحت تاثیر عواقب لغزش ما هستند.
انتظار جمع کردن سریع غیرواقعی است
کاملاً غیرواقعی است که پس از یک شوک به سرعت خود را جمع کنیم. این مساله است که تقریبا هر رهبری که دچار این پارادوکس شده است با آن مواجه است . داستان های صمیمانه ای از نیاز به رهبری هنگامی که احساس کردند تکه های خود از یک شوک یا شوک های متعدد پراکنده شده است. با وجود این ، آنها همچنان رهبری می کنند ، نسبت به سازمان های خود پاسخگو هستند ، مسئولیت های خود را انجام می دهند و از اختیارات خود برای رهبری استفاده می کنند. با این حال حفظ این پارادوکس برای طولانی مدت خطرناک است.
تکنیک های تمرکز ساده برای حمایت از پارادوکس رهبری پس از شوک
برای کسانی که پس از شوک با قسمتهای پراکنده خود سر و کار دارند ، دو مفهوم وجود دارد که بر آنها تاکید می کنم.
۱. ما همیشه دارای کلیتی واحد هستیم. ممکن است احساس کلیت واحد نداشته باشیم ، ممکن است ندانیم که کلیت واحد چیست. این دانش و شناخت تکمیل خواهد شد. در حال حاضر باید ، تصویری از خود را به عنوان یک کلیت نگه داریم. به مرور قسمتهای پراکنده را پیدا خواهیم کرد و می فهمیم که کلیت واحد جدید ما چیست. ما آن قسمتهای پراکنده نیستیم.
۲. حضور در زمان حال. این بدان معناست که فعلاً فکر کردن و برنامه ریزی برای اهداف بلند مدت ، را رها کنیم. نگاه به آینده در حالی که احساس پراکنده بودن می کنیم ، بسیار سخت است. زمانی می توانیم در مورد آینده تصمیم بگیریم که دوباره خودمان را جمع کنیم. قدم های کوچکی برداریم ، در انجام بهترین کار در زمان حال متمرکز باشیم.
بازیابی یک روند مداوم است
کار بازیابی ادامه دارد ، بازیابی قطعات پراکنده ، مرتب کردن جزئیات کامل و حرکت به جلو. این کار شفابخشی در حالی اتفاق می افتد که رهبر تمام تلاش خود را برای انجام رهبری انجام می دهد.

پنج روند اصلی در نوآوری و چگونگی سرمایه گذاری رهبران موسسات در سال ۲۰۲۱

امروزه در بازار، نوآوری هایی ارائه شده است، اما این همه ی نوآوری نیست. در طول دو دهه گذشته، نوآوری به این گونه بوده است که اشکال جدیدی از فن‌آوری به کار گرفته شده‌ تا ابزار مفیدتر و راحت تر در دسترس باشند. در حالی که همه این نوآوری ها تا امروز بخش‌های کلیدی کسب‌وکار هستند، اما کارآفرینان آینده‌نگر شروع به پیش بینی و ساختن آینده در جهت های جدید کرده اند.
طبق تخمین های شرکت مک کینزی، حداقل ارزش اقتصادی که توسط این بیماری همه گیر(کرونا)از دست رفته است، حدود ۹ تریلیون دلار است. با این وجود، رهبران کسب و کارها در سراسر جهان به دنبال تغییر روش هایی در نوآوری هستند که پیش بینی های خوبی می کنند.
اگر امیدوار هستید در دوره تحول بعدی سوار بر بازار باشید، لازم است بدانید که این مقاله پیرامون نوآوری بوده و جایگاه خوبی برای شروع است:
تعامل با مصرف کننده
ممکن است همیشه حق با مشتری باشد، اما شرکت‌ها مطمئنا مثل مشتری رفتار نمی کنند. COVID۱۹ نشان داد که برخی از تجربه های بد مشتریان، باعث سستی آن ها می شود و مصرف کنندگان آماده مبارزه متقابل هستند. تحقیقات از امریکن اکسپرس نشان داده‌است که یک سوم مشتریان فقط با یک تجربه بد، برندها را تغییر خواهند داد؛ زمان زیادی است که شرکت‌ها با هم به صورت رقابتی فعالیت می‌کنند.
اولین نقطه شروع این است که توجه و منابع بیشتری را به خواسته‌های مشتری هایتان اختصاص دهید. جف وانگ، یکی از خلاق‌ترین افرادی که من از آن‌ها پیروی می‌کنم و مدیر ارشد نوآوری جهانی EY است، رهبران را تشویق می‌کند که از نگاه به پایین (برای زمانی که چیزی جلوی روی شان است)استفاده کنند و به سمت نگاه به بالا بروند و به دنبال ارزیابی برای آینده باشند، یعنی آنچه که باید انجام شود تا پاسخگوی خواسته های متغیر باشد. نگرش “نگاه به بالا” می‌تواند تمام چیزی باشد که باعث نزدیک‌ترشدن به افراد و افزایش رونق کسب‌وکارتان در این فرآیند می شود.
پایداری
امروزه بیش از هر زمان دیگری، مردم به دنبال این هستند تا با خریدهای شان، تفاوت و تمایز ایجاد کنند. تقریبا ۹۰ درصد مشتریان می خواهند کسب و کارها دوستدار محیط زیست و اخلاق مدار باشند و این مشتریان بیش از بقیه مایل به خرید و سفارش هستند.
مدل پذیرش پایداری برای هر شرکت بسیار متفاوت از دیگری است.اما این کار همیشه باعث افزایش کارایی مصرف‌کننده می شود. مثلا نظر برگر کینگ را در مورد تصویب تغذیه احشام به منظور کاهش انتشار گاز متان در نظر بگیرید. این کار جز هیچ کدام از مراحل مهم انجام کسب‌وکار نیست، اما تاثیر آن ملموس است و مجموعه مشتریان بالقوه شرکت را توسعه می‌دهد تا کسانی که نگران اثرات مخرب کربن هستند نیز جزء این دسته قرار گیرند.
تمرکز بر EQ
وقتی به نوآوری در کسب و کار فکر می کنیم، می توان اثبات کرد طرز فکر و تصورات فرد کارآفرین محور و اساس آن بوده است. اگرچه ممکن است در بعضی موارد صادق باشد، این یک تصویر قدیمی است که به همان اندازه که IQ ارزشمند است، EQ نیز مهم است.
نوآوری تنها به معنای ایجاد یک محصول جدید و حرفه ای نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای بازسازی شرکتی جدید، اجرای سیاست‌های کاری جدید یا اصلاح تاکتیک‌های جذب و استخدام باشد. مشاوره استارتاپ، اندرو دین میگوید: کارآفرینان دارای هوش عاطفی (EQ) بالا در قرار دادن خود در جای دیگران و با دیدن چالش‌ها از دیدگاه‌های مختلف مهارت دارند … این ویژگی‌ها باعث می شود آنان ارتباطات عالی داشته و قابل احترام باشند.
مسئولیت اجتماعی
مصرف کنندگان از شرکت هایی که مدام تبلیغات مسئولیت اجتماعی شان را اعلام میکنند خسته شده اند اما نمی توانند پول خود را نزد خودشان نگه دارند و خرید نکنند.
پس از اینکه صدها شرکت در ماه ژوئن مشروبات سیاه الکلی را در همبستگی با اعتراضات در سراسر کشور پست کردند, واکنش شدید به دنبال داشت و ادعا کردند که این امر اندکی بیشتر از فعالیت‌های اجرایی است.
بعد از وقایع اجتماعی هرکسب‌وکاری که بخواهد زنده بماند، باید تغییر اساسی پیدا کند.
زندگی مجازی
حتی قبل از همه‌گیر شدن بیماری کرونا، کاربران اینترنت به طور متوسط بیش از ۷ ساعت در روز آنلاین می شده اند و این تعداد بسیار بالایی است که قطعا از زمان شروع این بیماری همه‌گیر بیشتر نیز شده‌است. دنیای دیجیتال ممکن است پر از راه‌هایی برای سرگرم کردن افراد باشد، اما با تبدیل شدن اینترنت به یک عضو از زندگی افراد، مردم شروع به جستجوی راه‌های جدید برای تکرار تجربیات شخصی خود می‌کنند.
Wave، یک پلتفرم پخش دیجیتال کنسرت است که به تازگی ۳۰ میلیون دلار جذب سرمایه کرده و با همکاری Jay-Z راه را برای دوره جدیدی از کنسرت هایی که لازم نیست در آن حضور فیزیکی پیدا کنند، هموار کرده است.
Scooter Braun ، مدیر Rockstar می گوید: آینده صنعت به شرکت هایی مانند Wave بستگی دارد و تقریباً در مورد تمام صنایع دیگر نیز این مورد صادق است.
دنیای کسب‌وکار در مقابل چشمان شما در حال تغییر است؛ شما فقط باید در زمان مناسب تغییرات درست انجام دهید. نوآوری داستانی است که هرگز تمام نشده است، اما درگیر شدن با آن در حال حاضر می‌تواند پایان خوشی را برای آینده کسب و کار شما تضمین کند.

۵ عادت افرادی که دارای ذهنی قوی هستند

بیشتر ما افرادی که به لحاظ ذهنی سرسخت هستند را برجسته تر از شخصیت های عادی زندگی می دانیم، مانند ورزشکاران استقامتی ، قهرمانان جنگ ها و میلیاردرها . با این حال این نمونه های برتر بشری از خودکنترلی و نظم فکری اغلب تصویر واقعی را تحریف کرده است.
(بومی: با این حال تصوری که ما از این نمونه های برتر در ذهن داریم که گمان می بریم این افراد خودکنترلی فوق بشری و نظم فکری فوق العاده ای دارند، اشتباه بزرگی است)
در حقیقت، افرادی که از نظر ذهنی سرسختی بالایی دارند روز به روز کمتر دیده می شود که آن ها بسیار با شکوه و در عین حال واقعی هستند. این اتفاق توسط والدین عالی، آموزش عالی و یا رهبری عالی رخ میدهد.
علاوه بر این، اگر امید دارید به اهداف خود دست یابید یا دیگران را در رسیدن به اهداف خود رهبری کنید، سرسخت شدن ذهن شما یک ضرورت برایتان محسوب می‌شود. و علوم رفتاری می‌تواند به شما کمک کند.
با توجه به تحقیقات، شما می‌توانید تشخیص دهید که انجام چه عادت‌هایی به طور مداوم منجر به افزایش قدرت و انعطاف‌پذیری ذهنی می‌شوند، حتی زمانی که الگوی شما از انعطاف‌پذیری ، قهرمانان جنگی و ورزش‌کاران المپیکی باشند. در اینجا ۵ تا از این عادت‌ها را برایتان بازگو می کنیم:

  • با نقاط ضعف خود کنار بیایید و در مورد دیگران قضاوت نکنید

افرادی که دارای ذهنی قوی هستند قدرت تحمل افکار را درک می کنند(یعنی ذهن انسان گنجایش خاصی دارد). به عنوان مثال ، آنها می فهمند که پر کردن ذهن از قضاوت و انتقاد از دیگران فضای ذهنشان را هدر می دهد که بهتر است این فضا صرف تقویت و بهبود خود شخص شود. همچنین محققان دریافته اند که قضاوت و انتقاد از دیگران باعث بوجود آمدن و افزایش “نقطه کور تعصب” می شود.
این یک پیش فرض روانی است که همه ما با آن درگیر هستیم، که مانع از دیدن باور های ذهنی خودمان می شود و ما را فریب می دهد که باور کنیم می توانیم به طور مرموزانه باورهای ذهنی دیگران را دریابیم. با توجه به یافته ها ما صاحب نظرانی میشویم که به دنبال نقاط ضعف تفکر دیگران هستیم.
و در یک مثال معمولی میتوان گفت که ما اعتقاد داریم دیگران باید مانند ما فکر کنند و اختلاف نظر آنها با ما را ناشی از تعصبات ایشان قلمداد می کنیم. و اگر چه ممکن است این لجاجت را به عنوان بازتاب قدرت ذهنی خود درک کنیم و با این حال، این لجاجت را تضعیف کنیم. در واقع ، روش مغرضانه تفکر ما (در مورد ، “جهان بینی ذهنی ما”) باعث می‌شود در برابر چیزهایی که بقیه به ما میگویند آسیب پذیر شویم( یعنی آن ها تمایل ما را به سمت تعصب تایید شدن می کشانند) که باعث ایجاد اخبار جعلی و امثالهم می شود. به عبارتی ما مانند گوسفند کوری می‌شویم که برخلاف منطق خودمان عمل می کنیم.
در ایجاد قدرت ذهنی ، عادتی که می خواهیم پرورش دهیم درگیر کردن خودمان قبل از قضاوت کردن است. ما می خواهیم برای آزادی ذهنی و شفاف سازی ادراک خودمان حتی از کوچکترین انتقادی از جانب دیگران نسبت به خودمان جلوگیری کنیم. در حقیقت, جنگجویان واقعی ذهنی حتی به گام بعدی انتقاد به خودشان نیز می‌روند. آن‌ها می‌پرسند: ” آیا ممکن است من در مشکل این شخص مشکل خودم را ببینم ؟ (خودش را جای فرد دیگر می گذارد)

  • به فکر خود اعتماد نکنید.

یک نتیجه مثبت از قضاوت نکردن و کاهش نقطه کور تعصب، باعث تبدیل شدن انسان به فردی می شود که به لحاظ ذهنی متواضع است. این یک ویژگی قدرتمند است که در طول زمان با عدم اعتماد به تفکر فرد ساخته می‌شود. به عبارت دیگر، فردی که به لحاظ ذهنی متواضع است می‌داند که ممکن است اشتباه کند. او می داند که نه تنها ممکن است دیدگاه های معتبر دیگری وجود داشته باشد ، بلکه می پذیرد که ممکن است دیدگاه خودش نیز نامعتبر باشد. علاوه بر این ، فردی که به لحاظ ذهنی متواضع است بدون اینکه از نظر احساسی در او خللی ایجاد شود، مایل به اثبات اشتباهات خویش است.
او با احساسات خودش می جنگد. با ترکیب تواضع و انعطاف‌پذیری ذهنی، او ورودی های ذهنش را برای یادگیری، اجتناب از تعصبات و بهره‌گیری از دانش جدید باز می‌کند. با این حال، واضح است که امتناع او از اعتماد به قضاوت خودش به این معنا نیست که او به نفس یا عقیده اش اعتماد ندارد. این یعنی او از نتیجه‌گیری براساس فرضیات و احساسات خودش خودداری می‌کند. با گفتن این جمله, درک اینکه چرا افراد با ذهن قوی می‌خواهند اینگونه رفتار کنند آسان است. اگر رئیس یا همکاران شما کمی با شما تندخویی داشته باشند, ممکن است تفسیر اشتباه داشته باشید. براساس این فرض (مثلا, با مواجهه با آن‌ها و یا حتی درگیر شدن آن‌ها) می‌تواند فاجعه‌بار باشد. بنابراین, با ایجاد عادت ذهن باز و یادگیری از دیگران – بدون توجه به این که چقدر شما به توانایی ذهنی آن‌ها احترام می‌گذارید خودتان قدرت ذهنی به دست می‌آورید.

  • به خودتان ترحم نکنید.

افرادی که ذهن قوی دارند می فهمند که ترحم نفس به مثابه یک آژیر است که می تواند روح و روان شما را به کام مرگ بکشاند. ترحم نفس را به هر بهانه ای که انجام میدهید مانند یک هم اتاقی است که در مواجهه با کوچکترین مشکل به شما نق می زند و آزارتان می دهد. مثلا هم اتاقی می گوید:
تو گرسنه هستی؟ و در ادامه می گوید باید غذا بخورید یا خواهید مرد
و یا می گوید تو خسته ای؟این بهانه به ذهن می رسد که شما احتمالاً نمی توانید سخت تر کار کنید.
در مقابل ، افرادی که ذهن قدرتمند دارند خود را سریعا از شر این دشمن خلاص می کنند. به عنوان مثال محققان در بررسی افراد معلول و بیماران دریافتند که تعداد خیلی کمی از این افراد درگیر ترحم خود هستند.
در واقع، در مقایسه با افرادی که در این تحقیق از این بیماری‌ها رنج نمی‌برند،این معلولین و بیماران جسمی به میزان کم تری خود ترحمی دارند که ایشان شادی و رفاه بالاتری را در خود حس می کنند. پس این مفهوم واضح است که با متوقف کردن ترحم به گونه ای که از کوچکترین ها شروع کرده و آهسته به سمت بزرگترین خود ترحمی ها رفته تا کم کم از شر این هم اتاقی مزاحم خلاص شویم.

  • نسبت به دیگران ترحم کنید

اگرچه برای داشتن قدرت ذهنی به خود ترحمی کمی نیاز داریم ، اما ترحم نسبت به دیگران باعث افزایش این قدرتمندی می شود. در واقع ، طرفداران داروین و اقتصاددانان کلاسیک هر دو با یک مشکل بزرگ در علم جدید روبرو شده اند. برخلاف این فرض که خودپسندی و خودخواهی, ژنتیکی و یک بخش ذاتی از طبیعت ما است, (مثلاً طبق قانون بقای اصلح داروین و تصور کانت مبنی بر اینکه افراد خودخواه هستند), محققان برکلی اثبات کرده اند که توسعه انسانی به سمت حفظ و بقای مهربان‌ترین بوده است.
به عبارت دیگر، همدلی و همدردی برای زنده ماندن انسان بیش از علایق فرد و دستیابی به منافع شخصی ضروری است. همچنین دریافتند که تمایل به دلسوزی برای دیگران امری ژنتیکی است، من فکر می کنم والدین دلسوز فرزندانی با ذهنی قوی تر پرورش میدهند. با این حال ، از نظر عملی ، دانشمندان دریافتند که والدینی که در خانواده هایشان همدلی و همدردی را رواج می دهند در آخر فرزندانی شادتر و با مقاومت بیشتری تربیت می کنند. علاوه بر این ، این فقط برای کودکان صدق نمی کند، یعنی بزرگسالان نیز می توانند به سادگی با دلسوزی بیشتر نسبت به دیگران ، مقاومت و قدرت ذهنی بیشتری کسب کنند …
شما هم آن را حدس زدید؟ پس این کار را به یک عادت تبدیل کنید!

  • ترس و چگونگی کنترل آن را درک کنید.

یکی از مهمترین ویژگی های فردی که ذهنی قدرتمند دارد ، توانایی او در مواجهه با وقایع نامشخص است – خصوصاً موارد بد. ترس، به عنوان یکی از انواع مکانیسم‌های مقابله مورد بررسی قرار می گیرد. برای مثال، ما به طور طبیعی تمایل داریم به دلیل ترس از دست دادن، به افراد ناشناس سلام کنیم. این ترس تفکر ما را کنترل می کند و اقدامات و توانایی هایی که باید برای آن ها ریسک کنیم را مختل می کند. با این حال ، افرادی که ذهنی قوی دارند در برابر گرایش به ترس به طور جدی مقاومت می کنند.
به عنوان مثال، آن‌ها برای روبرو شدن با یک وضعیت جدید فاصله میگیرند بلکه خودشان را جمع و جور می‌کنند و عقل شان به آن‌ها دستور می دهد که واکنش سریع برای یک بحران، به طور معمول خطرناک‌تر از تاخیر انداختن در آن است، اما واکنش نشان دادن راه حلی متفکرانه تر است. این باعث می شود که چنین افرادی از نظر حرفه ای موفق تر باشند و از نظر قرار گرفتن در جایگاه رهبری مناسب تر باشند. از این رو ، اصطلاح “رهبر بی باک” ممکن است یک عبارت نادرست باشد، ولی معمولا رهبران با ذهنی قوی اینگونه عمل می کنند.
به جای اینکه تلاش کنیم تا بفهمیم داستان‌ افرادی که از نیویورک تا کالیفرنیا رقابت می‌کنند یا از بدن خود به عنوان سپر انسانی در افغانستان استفاده می‌کنند و یا یک میلیاردر اینترنتی می‌شوند چیست، دانش می‌تواند به ما کمک کند که انجام دائمی چه عادت‌هایی باعث افزایش قدرت ذهنی می شود. با این وجود ، دانستن شیوه زندگی این قهرمانان نیز برای ما مفید است. یک رویه از عادات کلی که به ما بگوید بیشتر اوقات کار را به چه صورت انجام دهیم نیز تاثیر بالایی دارد.
امیدوارم که تمرین‌کردن ۵ قسمت بالا شروع خوبی برای شما باشد تا به فردی با ذهنی قوی تبدیل شوید.

راهکارهای دستیابی به منابع غیر مالی برای کارآفرینان جوان

هر چه کارآفرینان جوان در ایده پردازی برای محصولات و خدمات خود جسورانه و سخاوتمند هستند، در یافتن راه های تامین منابع لازم برای ساخت آن، تنگ نظرند.
در این نوشتار می خواهم در مورد راهکارهای دستیابی به منابع با ارزش تر و پایدار به غیر از جذب سرمایه مالی و چگونگی دستیابی به آن صحبت کنم.
عموما جامعه کارآفرینی تمرکز بیش از حد بر جذب سرمایه و امضای قراردادهای رسمی دارد اما توجه بسیار کمی به منابع غیر رسمی و غیر مالی دارد.
“کارآفرینان جوان هنگامی که بتوانند از منابع غیر رسمی و غیر مالی استفاده کنند، موفق تر هستند.”
به عنوان مثال بیشترین تمرکز برنامه های شتابدهی در مرحله راه اندازی روی چگونگی جذب سرمایه گذار می باشد و بیشترین منابع صرف روز نمایشی ارائه به سرمایه گذاران می شود. که ” این طرز فکر کاملا غلط است.”
سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی اگر از سرمایه مالی مهم تر نباشد حداقل به همان اندازه مهم است. معتقدم برای تیم سازی یا توسعه ارتباطات اجتماعی نیز باید یک روز ارائه آزمایشی وجود داشته باشد.
چالش جذب سرمایه اغلب مربوط به کمبود منابع دیگر است.
سه راهکاری که کارآفرینان جوان در مسیر راه اندازی و توسعه کسب و کار جدید خود از آن غافل می شوند:
جستجوی منابع خارج از ارتباطات نزدیک کارآفرین.
دسترسی به منابع غیر رسمی
انتقال منابع از طریق معاملات غیررسمی.
در ادامه به تشریح این سه راهکار می پردازم
جستجوی منابع خارج از ارتباطات نزدیک کارآفرین. وقتی صحبت از شکار منابع میشود، بیشتر کارآفرینان جوان به طور طبیعی با افرادی که می شناسند شروع می کنند. بسیاری از تحقیقات موجود نشان می دهد که کارآفرینان بسیار کم جستجو می کنند. تمایل به برقراری ارتباط با نزدیکان، دوستان و اعضای خانواده دارند.
فراتر از آن، کارآفرینان جوان تمایل دارند با مجموعه کوچکی از سرمایه گذاران که ممکن است بتوانند سرمایه مورد نظر خود را تامین کنند، به شبکه سازی می پردازند. با این حال، معتقدم که کارآفرینان جوان با توسعه چشم انداز خود می توانند در یافتن شرکای بهتری در خارج از شبکه ارتباطات نزدیک خود موفق تر عمل کنند.
دسترسی به منابع غیر رسمی. هنگامی که کارآفرینان جوان به دنبال تامین منابع هستند اغلب ترجیح می دهند شبکه ای از افراد که می توانند سرمایه مالی مورد نظر را تامین کنند شناسایی نمایند، در صورتی که غالبا، کارآفرینان هنگامی که بتوانند از منابع غیر رسمی و غیر مالی بهره ببرند،‌ به ارزش بیشتری دست پیدا کرده اند. به عنوان مثال، یک استارت آپ می تواند از یک مشاوره و مربیگری فرد موفق در صنعت خود و یا کمک های غیر رسمی در زمینه خدمات بازرگانی، بازاریابی، حقوقی یا مالی بهره بیشتری نسبت به آنچه ممکن است ناشی از تزریق پول نقد باشد سود ببرد.
دستیابی به این منابع می تواند از طریق توسعه شبکه ارتباطات کارآفرین و یا روایت و داستان پردازی صورت می گیرد
انجام یک ماموریت اجتماعی تنها راهی نیست که کارآفرینان جوان بتوانند با سرمایه گذاران و سرمایه انسانی بالقوه ارتباط برقرار کنند. شبکه های غیر رسمی ارتباطات اجتماعی از قبیل شبکه های ارتباطی ورزش، دانشگاه، تشکل های غیر رسمی اجتماعی و … می توانند منبع غنی از منابع مالی و غیر مالی خارج از قلمرو سنتی سرمایه گذاران خطر پذیر باشند.
برای تعداد زیادی از کارآفرینان و سرمایه گذاران با تجربه همکاری با یک کارآفرین جوان، انگیزه مالی در اولویت اول قرار ندارد. بلکه این راهی برای تقویت حس همکاری با کارآفرین جوان و گره خوردن با یک جامعه پویا و فعال است، نه راهی برای درآمدزایی زیاد.
“کارآفرینان جوان باید از دایره امن خود خارج شده و شبکه ای مبتنی بر اعتماد بسازند.”

تامین منابع غیر مالی. کارآفرینان جوان باید به جای تمرکز روی قراردادهای رسمی برای جذب سرمایه روی قراردادهای رسمی انتقال دانش یا منابع غیرمالی دیگر تمرکز کنند. در شرکت های دانش بنیان و نوآور تاکید زیادی بر همکاری با مربیان وجود دارد، کارآفرینان جوان باید بر اعتماد و درک متقابل تکیه کرده و برای ایجاد یک رابطه پایدار تلاش کنند، و نه برای ایجاد یک قرارداد رسمی.
کارآفرینان جوان با بهره مندی از منابع غیر مالی نظیر انتقال دانش، تجربه و … توسط خبره های صنعت سود بیشتری نسبت به تامین سرمایه مالی می برند.
کارآفرینان جوان با توسعه چشم انداز خود و بهره گیری کمتر از روش های حمایتی سنتی قادر خواهند بود تا با صرفه جویی در منابع مالی با ارزش کم، برای مدت طولانی تر فرصت دستیابی به منابع لازم برای موفقیت و رشد پایدار خود فراهم نمایند.
در پایان معتقدم، ترکیبی از این سه راهکار می تواند، دستیابی به منابع را برای کارآفرینان جوان تسهیل نماید، تا در هر مرحله از مسیر رشد، فرصت های جدیدی پیش روی کارآفرینان جوان فراتر از روش های تامین مالی سنتی باز نماید.