بیشتر ما افرادی که به لحاظ ذهنی سرسخت هستند را برجسته تر از شخصیت های عادی زندگی می دانیم، مانند ورزشکاران استقامتی ، قهرمانان جنگ ها و میلیاردرها . با این حال این نمونه های برتر بشری از خودکنترلی و نظم فکری اغلب تصویر واقعی را تحریف کرده است.
(بومی: با این حال تصوری که ما از این نمونه های برتر در ذهن داریم که گمان می بریم این افراد خودکنترلی فوق بشری و نظم فکری فوق العاده ای دارند، اشتباه بزرگی است)
در حقیقت، افرادی که از نظر ذهنی سرسختی بالایی دارند روز به روز کمتر دیده می شود که آن ها بسیار با شکوه و در عین حال واقعی هستند. این اتفاق توسط والدین عالی، آموزش عالی و یا رهبری عالی رخ میدهد.
علاوه بر این، اگر امید دارید به اهداف خود دست یابید یا دیگران را در رسیدن به اهداف خود رهبری کنید، سرسخت شدن ذهن شما یک ضرورت برایتان محسوب می‌شود. و علوم رفتاری می‌تواند به شما کمک کند.
با توجه به تحقیقات، شما می‌توانید تشخیص دهید که انجام چه عادت‌هایی به طور مداوم منجر به افزایش قدرت و انعطاف‌پذیری ذهنی می‌شوند، حتی زمانی که الگوی شما از انعطاف‌پذیری ، قهرمانان جنگی و ورزش‌کاران المپیکی باشند. در اینجا ۵ تا از این عادت‌ها را برایتان بازگو می کنیم:

  • با نقاط ضعف خود کنار بیایید و در مورد دیگران قضاوت نکنید

افرادی که دارای ذهنی قوی هستند قدرت تحمل افکار را درک می کنند(یعنی ذهن انسان گنجایش خاصی دارد). به عنوان مثال ، آنها می فهمند که پر کردن ذهن از قضاوت و انتقاد از دیگران فضای ذهنشان را هدر می دهد که بهتر است این فضا صرف تقویت و بهبود خود شخص شود. همچنین محققان دریافته اند که قضاوت و انتقاد از دیگران باعث بوجود آمدن و افزایش “نقطه کور تعصب” می شود.
این یک پیش فرض روانی است که همه ما با آن درگیر هستیم، که مانع از دیدن باور های ذهنی خودمان می شود و ما را فریب می دهد که باور کنیم می توانیم به طور مرموزانه باورهای ذهنی دیگران را دریابیم. با توجه به یافته ها ما صاحب نظرانی میشویم که به دنبال نقاط ضعف تفکر دیگران هستیم.
و در یک مثال معمولی میتوان گفت که ما اعتقاد داریم دیگران باید مانند ما فکر کنند و اختلاف نظر آنها با ما را ناشی از تعصبات ایشان قلمداد می کنیم. و اگر چه ممکن است این لجاجت را به عنوان بازتاب قدرت ذهنی خود درک کنیم و با این حال، این لجاجت را تضعیف کنیم. در واقع ، روش مغرضانه تفکر ما (در مورد ، “جهان بینی ذهنی ما”) باعث می‌شود در برابر چیزهایی که بقیه به ما میگویند آسیب پذیر شویم( یعنی آن ها تمایل ما را به سمت تعصب تایید شدن می کشانند) که باعث ایجاد اخبار جعلی و امثالهم می شود. به عبارتی ما مانند گوسفند کوری می‌شویم که برخلاف منطق خودمان عمل می کنیم.
در ایجاد قدرت ذهنی ، عادتی که می خواهیم پرورش دهیم درگیر کردن خودمان قبل از قضاوت کردن است. ما می خواهیم برای آزادی ذهنی و شفاف سازی ادراک خودمان حتی از کوچکترین انتقادی از جانب دیگران نسبت به خودمان جلوگیری کنیم. در حقیقت, جنگجویان واقعی ذهنی حتی به گام بعدی انتقاد به خودشان نیز می‌روند. آن‌ها می‌پرسند: ” آیا ممکن است من در مشکل این شخص مشکل خودم را ببینم ؟ (خودش را جای فرد دیگر می گذارد)

  • به فکر خود اعتماد نکنید.

یک نتیجه مثبت از قضاوت نکردن و کاهش نقطه کور تعصب، باعث تبدیل شدن انسان به فردی می شود که به لحاظ ذهنی متواضع است. این یک ویژگی قدرتمند است که در طول زمان با عدم اعتماد به تفکر فرد ساخته می‌شود. به عبارت دیگر، فردی که به لحاظ ذهنی متواضع است می‌داند که ممکن است اشتباه کند. او می داند که نه تنها ممکن است دیدگاه های معتبر دیگری وجود داشته باشد ، بلکه می پذیرد که ممکن است دیدگاه خودش نیز نامعتبر باشد. علاوه بر این ، فردی که به لحاظ ذهنی متواضع است بدون اینکه از نظر احساسی در او خللی ایجاد شود، مایل به اثبات اشتباهات خویش است.
او با احساسات خودش می جنگد. با ترکیب تواضع و انعطاف‌پذیری ذهنی، او ورودی های ذهنش را برای یادگیری، اجتناب از تعصبات و بهره‌گیری از دانش جدید باز می‌کند. با این حال، واضح است که امتناع او از اعتماد به قضاوت خودش به این معنا نیست که او به نفس یا عقیده اش اعتماد ندارد. این یعنی او از نتیجه‌گیری براساس فرضیات و احساسات خودش خودداری می‌کند. با گفتن این جمله, درک اینکه چرا افراد با ذهن قوی می‌خواهند اینگونه رفتار کنند آسان است. اگر رئیس یا همکاران شما کمی با شما تندخویی داشته باشند, ممکن است تفسیر اشتباه داشته باشید. براساس این فرض (مثلا, با مواجهه با آن‌ها و یا حتی درگیر شدن آن‌ها) می‌تواند فاجعه‌بار باشد. بنابراین, با ایجاد عادت ذهن باز و یادگیری از دیگران – بدون توجه به این که چقدر شما به توانایی ذهنی آن‌ها احترام می‌گذارید خودتان قدرت ذهنی به دست می‌آورید.

  • به خودتان ترحم نکنید.

افرادی که ذهن قوی دارند می فهمند که ترحم نفس به مثابه یک آژیر است که می تواند روح و روان شما را به کام مرگ بکشاند. ترحم نفس را به هر بهانه ای که انجام میدهید مانند یک هم اتاقی است که در مواجهه با کوچکترین مشکل به شما نق می زند و آزارتان می دهد. مثلا هم اتاقی می گوید:
تو گرسنه هستی؟ و در ادامه می گوید باید غذا بخورید یا خواهید مرد
و یا می گوید تو خسته ای؟این بهانه به ذهن می رسد که شما احتمالاً نمی توانید سخت تر کار کنید.
در مقابل ، افرادی که ذهن قدرتمند دارند خود را سریعا از شر این دشمن خلاص می کنند. به عنوان مثال محققان در بررسی افراد معلول و بیماران دریافتند که تعداد خیلی کمی از این افراد درگیر ترحم خود هستند.
در واقع، در مقایسه با افرادی که در این تحقیق از این بیماری‌ها رنج نمی‌برند،این معلولین و بیماران جسمی به میزان کم تری خود ترحمی دارند که ایشان شادی و رفاه بالاتری را در خود حس می کنند. پس این مفهوم واضح است که با متوقف کردن ترحم به گونه ای که از کوچکترین ها شروع کرده و آهسته به سمت بزرگترین خود ترحمی ها رفته تا کم کم از شر این هم اتاقی مزاحم خلاص شویم.

  • نسبت به دیگران ترحم کنید

اگرچه برای داشتن قدرت ذهنی به خود ترحمی کمی نیاز داریم ، اما ترحم نسبت به دیگران باعث افزایش این قدرتمندی می شود. در واقع ، طرفداران داروین و اقتصاددانان کلاسیک هر دو با یک مشکل بزرگ در علم جدید روبرو شده اند. برخلاف این فرض که خودپسندی و خودخواهی, ژنتیکی و یک بخش ذاتی از طبیعت ما است, (مثلاً طبق قانون بقای اصلح داروین و تصور کانت مبنی بر اینکه افراد خودخواه هستند), محققان برکلی اثبات کرده اند که توسعه انسانی به سمت حفظ و بقای مهربان‌ترین بوده است.
به عبارت دیگر، همدلی و همدردی برای زنده ماندن انسان بیش از علایق فرد و دستیابی به منافع شخصی ضروری است. همچنین دریافتند که تمایل به دلسوزی برای دیگران امری ژنتیکی است، من فکر می کنم والدین دلسوز فرزندانی با ذهنی قوی تر پرورش میدهند. با این حال ، از نظر عملی ، دانشمندان دریافتند که والدینی که در خانواده هایشان همدلی و همدردی را رواج می دهند در آخر فرزندانی شادتر و با مقاومت بیشتری تربیت می کنند. علاوه بر این ، این فقط برای کودکان صدق نمی کند، یعنی بزرگسالان نیز می توانند به سادگی با دلسوزی بیشتر نسبت به دیگران ، مقاومت و قدرت ذهنی بیشتری کسب کنند …
شما هم آن را حدس زدید؟ پس این کار را به یک عادت تبدیل کنید!

  • ترس و چگونگی کنترل آن را درک کنید.

یکی از مهمترین ویژگی های فردی که ذهنی قدرتمند دارد ، توانایی او در مواجهه با وقایع نامشخص است – خصوصاً موارد بد. ترس، به عنوان یکی از انواع مکانیسم‌های مقابله مورد بررسی قرار می گیرد. برای مثال، ما به طور طبیعی تمایل داریم به دلیل ترس از دست دادن، به افراد ناشناس سلام کنیم. این ترس تفکر ما را کنترل می کند و اقدامات و توانایی هایی که باید برای آن ها ریسک کنیم را مختل می کند. با این حال ، افرادی که ذهنی قوی دارند در برابر گرایش به ترس به طور جدی مقاومت می کنند.
به عنوان مثال، آن‌ها برای روبرو شدن با یک وضعیت جدید فاصله میگیرند بلکه خودشان را جمع و جور می‌کنند و عقل شان به آن‌ها دستور می دهد که واکنش سریع برای یک بحران، به طور معمول خطرناک‌تر از تاخیر انداختن در آن است، اما واکنش نشان دادن راه حلی متفکرانه تر است. این باعث می شود که چنین افرادی از نظر حرفه ای موفق تر باشند و از نظر قرار گرفتن در جایگاه رهبری مناسب تر باشند. از این رو ، اصطلاح “رهبر بی باک” ممکن است یک عبارت نادرست باشد، ولی معمولا رهبران با ذهنی قوی اینگونه عمل می کنند.
به جای اینکه تلاش کنیم تا بفهمیم داستان‌ افرادی که از نیویورک تا کالیفرنیا رقابت می‌کنند یا از بدن خود به عنوان سپر انسانی در افغانستان استفاده می‌کنند و یا یک میلیاردر اینترنتی می‌شوند چیست، دانش می‌تواند به ما کمک کند که انجام دائمی چه عادت‌هایی باعث افزایش قدرت ذهنی می شود. با این وجود ، دانستن شیوه زندگی این قهرمانان نیز برای ما مفید است. یک رویه از عادات کلی که به ما بگوید بیشتر اوقات کار را به چه صورت انجام دهیم نیز تاثیر بالایی دارد.
امیدوارم که تمرین‌کردن ۵ قسمت بالا شروع خوبی برای شما باشد تا به فردی با ذهنی قوی تبدیل شوید.